امروز اومدم یه خبر بهتون بدم و برم
شهرام دوست نداره زیاد خودم رو به اینترنت سرگرم کنم
من باردار هستم و شهرام توی پوست خودش نمی گنجه فقط همین
![]()
نوشته شده توسط پریا در جمعه 1387/06/01 ساعت 23:40 موضوع | لینک ثابت
بانوی آمریکایی " محقق شناخت اسب " آرام گرفت
لوئیز فیروز که تحقیقات زیادی درباره انواع نژاد اسب در ایران انجام داده است و به کاشف اسبچه خزر شهرت یافته پس از نیم قرن زندگی در ایران روز یکشنبه در بیمارستان برزویه گنبد در گذشت. او متولد ایالت ویرجینیای آمریکا بود و پس از آشنایی با شوهرش نرسی فیروز که از نوادگان فرمانفرما بود در سال ۱۳۳۶ به ایران رفت.آنها ابتدا مرکزی را برای آموزش سوارکاری در نوروز آباد تهران راه انداختند و بعد از آن برای پرورش اسب به ترکمن صحرا رفتند. در این میان خانم فیروز موفق شد اسبچه خزر را که گمان می رفت سال هاست نژادش از بین رفته مجددا شناسایی کند و بپرورد.پس از پیروزی انقلاب و مرگ شوهرش و خروج دو دخترش از ایران در کنار پسرش کارن فیروز،عکاس رویترز، در ایران ماند و به کار پرورش و احیاى اسب ادامه داد و تلاش کرد تا سنت نگهداری و پرورش اسب را هم چنان در بین ترکمن ها محفوظ نگاه دارد
او با چشمانی خیره به دشت هایی که به استپ های آسیای میانه ختم می شد از اسب و اسبچه خزر و اسب ترکمن می گفت. از رویای دیدن گله های بزرگ اسب که از بچگی تا کهنسالی همیشه در خواب ها همراهش بوده و هیچگاه ترکش نکرده است.از بکر بودن زمین و زمان ترکمن صحرا و سرخوشانه تاختن تا جنگل های گلستان و خیره شدن به آسمان کوه و ابر کوه گفت. از بدویت طبیعتی که سرمستش می کند. این که نظم و ترتیب سرزمین های غربی را دوام نمی آورد و تابلوهایی که باید و نباید می کنند برای رفتن به این جا و آن جا اذیتش می کند.
نوشته شده توسط پریا در یکشنبه 1387/03/12 ساعت 20:35 موضوع | لینک ثابت
سلام دوستان ، شما فلسفه ی " والنتاین " رو می دونید ؟
در فرهنگ عاميانه ی غرب قصه ای برای اين روز وجود دارد؛ به اين ترتيب که سه قرن قبل از ميلاد مسيح، امپراتور روم به نام «کلوديوس»، که مردی جنگجو و جنگ خواه بود، برای اين که مردان به خاطر عشق از جنگ سر باز نزنند داشتن ارتباط عاشقانه و ازدواج کردن را ممنوع می کند. گويا سربازان عاشق نمی خواستند در ميدان جنگ بميرند و عجله داشتند که ميدان را رها کرده و به سوی محبوب خويش بازگردند. اين امر کلوديوس را خوش نمی آمد چرا که از ديد جنگ خواهان سرباز خوب کسی بود که خوب می کشت و، در عين حال، به راحتی تن به کشته شدن می داد. در اين ميان کشيشی پيدا می شود به نام «والنتاين» که از قانون امپراتور سرپيچی می کند و در نهان جوان ها را به عقد هم در می آورد. امپراتور هم او را بجرم اين سرپيچی به زندان می اندازد. اما والنتاين در زندان هم نه تنها دست از پيوند دادن جوان ها برنمی دارد بلکه خود نيز عاشق می شود. و بالاخره هم امپراتور او را در روز چهاردهم فوريه می کشد و روز اعدام او می شود روز جشن و سرور و پيروزی عشق ....
فلسفه ی نامگذاری روز " والنتیاین " این بود
حالا ببینیم ما چقدر عاشقیـم ؟ چقدر دوست داریم ؟ و چقدر می توانیم درد عشق را تحمل کنیم ؟
من که عاشق شهرامم ، دوست دارم یه هدیه ارزنده براش بگیرم ، گرچه او اینجور کارها رو دوست نداره و میگه سوسول بازی هست ، ولی من برعکس او عاشق همین سوسول بازیها هستم
نمیدوتم چرا من و او اینقدر با هم تضاد عقیدتی داریــم ؟ شاید اختلاف سن دلیلش باشه ، اما من اینروز رو جشن میگیرم برای شهرام هم هدیه می خرم من عاشق روز والنتایــــن هستم
آنروز روز والنتاین بـــود
روزی که پرندگـان برای یافتـــــن
جفــــت خــــود
می آمدند
نوشته شده توسط پریا در سه شنبه 1386/11/23 ساعت 18:2 موضوع | لینک ثابت
يا أَیُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلی ما فَعَلْتُمْ نادِمينَ»(حجرات: ۶). بنابراين ما شکوه به پيشگاه قرآن میبريم و اميد داريم که قرآن کريم ميان ما و ايشان داوری کند
همه ساله در موسم انتخابات رد صلاحیت های فله ای که از طرف نهادهای اجرائی انجام میگیرد ، کورسوی امیدی را که در دل مردم نقش بسته به ظلمات مبدل میکند .
اگر بناست همه رد صلاحیت شوند بهتر است هر کس را که خودشان میدانند بدون برگزاری انتخابات و قبول هزینه های سنگین رای گیری بر مسند بنشانند ، هم آبرومندانه تر هست و هم کم خرج تر
شرکت در انتخابات حق ملت است ولی اینکه بین اقلیتی محدود مجبور به انتخاب باشند ، بی انصافی است ، خدا خودش همه رو به راه راست هدایت کنه
نوشته شده توسط پریا در پنجشنبه 1386/11/04 ساعت 18:7 موضوع | لینک ثابت
سلام
ماه محــرم هم آمد . . .
یک شب قبل از ماه محرم ، شهرام جشن تولدم رو با هماهنگی خواهرم و خواهرش برام سورپرایـز کرد و دو خانواده جمع شدیم و جشن کوچکی گرفتیم
شهرام یه گردنبند طلای سفید بهم هدیه داد ، خیلی قشنگه او همیشه باسلیقـه هست ، خودش میگه از انتخاب تــو مشخـــصه که چه سلیقه ی خوبی دارم
خیلی دوستش دارم ، گرچه گاهی اوقات از دستش عصبانی میشم ولی خوب او واقعا شوهر نمونه ای است
برای ایام تاسوعا و عاشورای حسینی ، منزل پـدرشوهرم مراسم سینه زنی و نذری برپاست
با اینجور مراسم موافق نیستم اگه پولی رو که برای این چیزها خرج می کنند به فقرا بدن هم ثوابش بیشتره هم خدا خوشش میاد
امروز نـدای محـرم از سکوت یک عشق به تجلی میرسد
و
اشکهای علــی و زهرا خونهای دشت نینوا را کربلا میکند
تا بعــد از دهــه عاشورا که به دیدارتان بیــام ....![]()
نوشته شده توسط پریا در یکشنبه 1386/10/23 ساعت 18:23 موضوع | لینک ثابت
سلام
خدا قسمت همه شما کنه رفتن به خانه ی خدا رو
سه روز پیش از مکه اومدم
شهرام عزیزم این دین رو که به گردنش بود امسال ادا کرد ، مهریه ام رفتن به حج بود که رفتم
اگه بدونید چه عظمتی داشت " خانه ی خــــدا "
چشمم که بهش افتاد اشک از چشمانم جاری شد ، اصلا دست خودم نبود واقعا جوگیــر شده بودم ، حال غریبی داشتم ، بهت زده بودم ، شما که منو میشناسید میدونید مذهبی نیستم ولی دیدن خانه ی خــدا نمیدونی چه حالی به انسان میده
فقط تنها چیزی که کمی نگرانم کرده ، رعایت کردن حجاب است
همه میگن چون به حج مشرف شدی و حاجیه خانم هستی باید حجابت رو حفظ کنی ، ولی آخه من هنوز خیلی جوونم ؟
نمیدونم باید مفصل با شهرام صحبت کنم و در این مورد به یه نتیجه ی منطقی برسیـم
واقعا سفر خوبی بود ، کاروان ایرانی ها هم بسیار مرتب و منظم بود میتونم به جرات بگم از بقیه کشورها بهتر بود
خدا جون الهی شکر که با این سن کم تونستم به کعبـه مشرف بشم حتما تو من رو خیلی دوست داری که اینگونه مورد لطف قرار دادی ، اول همسری چون شهرام نصیبم کردی بعد هم زندگی مرفه ، تنی سالم و تشرف به خانه ی خودت را مقدرم کردی
خدایا سپاسگزار الطاف بیکرانت هستم
نوشته شده توسط پریا در یکشنبه 1386/10/16 ساعت 1:3 موضوع | لینک ثابت
سلام . . . مشغول خانه تکانی هستم ، امروز عدس هم خیس کردم برای سفره هفت سین ، انشالله سال 86 سال خوب و پربرکتی برای همه ملت ایران باشـه .
الهی شکر اینروزها مواد شوینده خیلی باکیفیت شده تا چند سال پیش اینطور نبود ، شاید بخاطر رقابتی باشه که بین شرکتها هست ، هر چیـه که دستشون درد نکنه
شنیدین " هلـن میرن " ملقب به دکمه قابلمه ای با 60 سال سن برنده ی جایزه اسکار بهترین هنرپیشه شد ، به این میگن عاقبت به خیـــری . . . او نقش ملکه را بازی کرده انصافا نقش ساده ای نبـوده ، دلم میخواد فیلمش روببینـم ، سالهای قبل هم جوایزی داشته ، ولی خـوب هیچ جایزه ای با " جایزه ی اسکار " قابل قیاس نیست .
شهرام قول داده فیلمش رو برام گیر بیاره . . . گرچه این روزها سرجریان محروم شدن تیم استقلال ، اوقاتش خیلی تلخـه و با یک ظرف عسل هم نمیشه خوردش ... خوب این حماقت باشگاه بوده دیگه ناراحتی که نداره ، همه چی شده بچه بازی و باندبازی . . . غیــر از اینـه ؟
خـدا عاقبت همه ی مارو ختم به خیـر کنه
راستی رسول ملاقلی هم که سکته کرد و مرد ، خیلی ناراحت شدم ، فیلم " میم مثل مادر " واقعا شاهکارش بود ، با اینکه موضوعاتش یه جورهائی به جنگ مرتبط بود ولی تمام فیلم هاش دیدنی بود ، بیایید با هم برایش فاتحه ای بخوانیـــم
نوشته شده توسط پریا در چهارشنبه 1385/12/16 ساعت 23:22 موضوع | لینک ثابت
سلام
راستش زیاد برام مهم نیست وبلاگم خواننده داشته باشه یا نه ... چون من برای دل خودم می نویسم ، ولی خوب اینکه هیچکس هم سری به من نزنه درستش نیست ![]()
![]()
امروز با یکی از دوستهام حرف میزدم میگفت " خداداد عزیزی " 7 تا زن گرفته و طلاق داده راستش باورم نشد چطور ممکنه ؟ خداداد رو بخاطر گل قشنگش به استرالیا خیلی دوست داشتم ولی امروز که این خبر رو در موردش شنیدم ازش بـدم اومد .![]()
گرچه میدونم نباید سقف دانسته هایمان را بر ستون شنیده هایمان بنا کنیـم
امروز دو ساعت و نیم توی ترافیک بودم ، خیلی خسته هستم
اگه میدونستم مسبب این ترافیک لعنتی کیست حتما می کشتمش
شاید شرکتهای ایران خودرو و سایپـا ... که هر روز هزاران دستگاه ماشین بیرون میدهند ![]()
ولی خودمونیم مردم ما هم بی جهت پولدار شده اند ، کسانی را می شناسم که سه یا چهار اتومبیل در خانه شان است ، متاسفانه تفاوت طبقاتی در ایران بسیار است .
بعضی ها پول های بادآورده دارند و عده ای با سیـلی صورتشان را سرخ می کنند
خــدای بزرگ خودت ملت ما رو دریاب
الــــــهی آمـــــــین
نوشته شده توسط پریا در دوشنبه 1385/12/07 ساعت 1:4 موضوع | لینک ثابت
آخیــش ... نماز اول وقتم رو خوندم و با خیال راحت اومدم سراینترنت ...
شهرام معمولا پنجشنبه بعداظهرها نمیره داروخانه ، ولی از شانس من امروزی کاری داشت و رفت
راستی حال افسانه رو به بهبوده الهی شکر ... دروغ نگم از دعاهای منـه ... هر وعده نمازم برایش دعا میکردم ... هر وقت چیزی رو از تـه دل بخوام خدا بهم میده همیشه همینجور بوده ... آخه من و خدا باهم خیلی رفیقیم ... یه جورهائی همدیگه رو دوست داریم که خیلی ها بهمون حسودی میکنن ... از جمله مامان و خواهر خودم ....
الهی من فدای این خدای مهربون بشم
ویرانه بود هر دو جهان نزد خردمنـد گنجی که نهانست به ویـرانه توئـی تو
برای شام جوجه گذاشتم بیرون که بگذارم تو فــر ... کرم کارامل هم درست کردم ... البته معلوم نیست شهرام با این ترافیک عجیب و غریب شب عید چه ساعتی برسه خـونه ! ! !
باز هم گفتم شب عید یاد خانواده های نیازمند افتادم ، وای که این گرانی کی میخواد تموم یا حداقل ثابت بشه ، هر روز گرانتر از روز قبل هست ... حالا پوشاک شب عید رو میشه ازش صرف نظر کرد ولی خورد و خوراک چی میشه ، اصلا خورد و خوراک که عید و غیر عید نمی شناسه
میخوام از اول هفته بچسبم به خانه تکانی شب عیـد ، برای شستن شیشه ها و در و دیوار هم طوبی خانم کارگر خانه مامان شهرام میاد کمکم ، البته خانه ما نیازی به خانه تکانی نداره چون تازه اسباب کشی کردیم ولی خوب این رسمــه و کاریش نمیشه کرد ، میخوام دکور خونه رو هم عوض کنم و جای مبل ها و میز ناهارخوری رو تغییر بدم ، من همیشه عاشق تنوع بودم و هستـم
نوشته شده توسط پریا در پنجشنبه 1385/12/03 ساعت 18:52 موضوع | لینک ثابت
شماها سریال " زیـر تیغ " رو نگاه می کنید ؟
خیلی سریال قشنگی هست من که تا بحال سریال تلوزیونی به این قشنگی ندیده بودم
بازی زیبای " پرویز پرستوئی و فاطمه معتمد آریـا " مهم ترین فاکتور زیبائی و پر مخاطب بودن این مجموعه است ، من که عاشق بازی پرستوئی هستم ، کلا تمام هنرپیشه های این سریال خوب بازی کردند ، باز خوبه صدا و سیما بعد از اینهمه سریال های آبکی یک سریال قشنگ نشان داد .
شهرام بیننده پروپا قرص برنامه ی نــود هست و من هم حتما باید زیر تیغ رو نگاه کنم ، این هم شده یه معضل در زندگی ما ، البته همیشه حرف من به کرسی می شینه و بعد از زیر تیغ می زنیم کانال 3 ...
امروز رفته بودم خرید چهار قلم میوه و کاهو خریدم شد 12 هزار تومان
نمی دونم افرادی که توان مالی ندارند چطور زندگی می کنند ؟ سیب زمینی کیلوئی 900 تومان
خدایا خودت فکری به حال این گرانــی بکن
دیروز وقتی داشتم صدقه ماه صفر رو می انداختم توی صندوق صدقات به این فکر میکردم که آیا این پولها به دست مستحق میرسه یا نــه ؟ ... شهرام میگه برسه یا نرسه از گردن ما ردشده ... ولی به نظر من این درست نیست مگه ما میخواهیم از خودمان رفع تکلیف کنیم ؟ ... نه ما باید مطمئن باشیم که این صدقات بدست مستمندان میرسه ، این گرانی های اخیـر بسیاری از خانواده ها رو زیر خط فقر قرار داده ، خدا بفریادشان برسه شب عیـد و این گرانی ها ... خدا هیچکس رو شرمنده ی اهل و عیالش نکنه
ای کاش کاری از دست ما بر می آمد
برای شام میخوام کوفته درست کنم ، قراره خواهر شهرام و شوهرش بیان اینجا ![]()
نوشته شده توسط پریا در سه شنبه 1385/12/01 ساعت 16:38 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

اسمم پریاست ، متاهلـم ، شوهرم شهرام دکتر داروسازه ، با او احساس خوشبختی می کنم ، تا قبل از ازدواجم عاشق موزیک بودم ولی حالا عاشق شهرامم ...
تفریحاتم اسب سواری و مطالعه کتابه
عاشق قورمه سبزی هستم
دوست داشتم مهماندار هواپیما بشم ، اما قبول نشدم
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY